این روزنامه نیز به سلف خلفش پیوست تا شاید وقتی دیگر رفع توقیف
شود و باز این تسلسل ادامه یابد یا در دیار خاموشان به نشاط و جامعه
و ...بپیودند و در جوار آنان آرام یابد.
آنچه که مهم است آفتاب شرق امروز 15 مرداد ماه و در آستانه ی روز
خبرنگار غروب کرد تا جامعه ایران از یک رسانه ی مکتوب متفاوت
محروم گردد.
برای خاموشی دوباره ی شرق متاسفم . برای همه ی چراغ هایی که
می بایست در کار نشر روشنایی باشند اما با تندبادی ناگهان به
خاموشی گراییدند و در محاق ماندند.
غرض از طرح این مقدمه این بود که بگویم تا چه اندازه اهالی شرق
خود در نگاه داری و پاسداشت رسانه ای فراگیر کوشیدند.
چاپ گفت و گو با ساقی قهرمان شاعر خارج نشینی که خود به ترویج
هم جنس گرایی و اشاعه ی بی بند و باری هایی که جامعه ی ایرانی آن
را بر نمی تابد می پردازد ؛ چه اندازه ضرورت داشته است که دوستان
شرق نشین ما بر آن اصرار داشتند.
امروز هر نا آگاهی می تواند با سرچ نام ساقی قهرمان در گوگل به
هویت این فرد پی ببرد و از افکار و عقاید او آگاه گردد.
پذیرفتی نیست روزنامه نگاری که خود به گفت و گو با ساقی پرداخته
و حتی در این گفت و گو به نیز به ارائه و انعکاس اندیشه های وی
پرداخته با افکار او بیگانه باشد.
به گمان من عذرخواهی روزهای بعد مسئولین شرق نیز توجیه پذیر
نیست چرا که افکار و عقاید ساقی قهرمان برای هر فعال عرصه ی
مطبوعات فرهنگ و ادبیات اظهر من الشمس می باشد.
من به عنوان یک خواننده حرفه ای شرق و دیگر روزنامه ی کشور حق
دارم تا از مسئولین شرق بپرسم که چرا با بی توجهی
من __ خواننده ی شرق __ را با چاپ گفت و گویی بیهوده
، از مطالعه ی
روزنامه ای حرفه ای و متفاوت محروم ساختید ؟
این حق را به من می دهید یا نه دوست عزیز !