تبليغاتX
طبق معمول - با یاد مهران قاسمی
                                    

مهران قاسمی هم رفت

قلب مهربان مهران قاسمی تحلیلگر و روزنامه نگار جوان  امروز صبح پس از ۳۰ سال زیستن  در این جهان باز ایستاد تا در آنسوی آسمانهای خرم جهانی فرخنده و نیکو را تجربه کند .

 با مقالات ترجمه ها و تحلیلها مهران در روزنامه های شرق اعتماد اعتماد ملی و شهروند آشنایی داشتم و یکی از خوانندگان جدی مطالب این روزنامه نگار صاحب نظر بودم .

خبر مرگ زود و نابهنگامش که امروز شنیدم حیفم آمد در اینجا از او و توانمندی هایش یادی نکنم . از قرار معلوم و به گفته ی خانم ایشان مهران قاسمی چند روز پیش در یک سانحه رانندگی مجروح و در هنگام مرگ در خانه بستری بوده است .

او از تصادف رهایی یافته بود تا اینکه امروز سکته ای بیرحم و ناگاه قلب بزرگ او را از طپش افکند .

در ذیل یادداشتی از مهران که به مناسبت ۳۰ سالگی اش نگاشته است بخوانید و به روح بلندش درود بفرستید :

یادداشت 30 سالگی مهران

چشمانم را دیگر نمی‌بندم

سه دهه پیش بعد از اذان ظهر جمعه در شیراز متولد شدم و شاید به خاطر همین زمان خاص بود که پدرم می‌گوید مدتی بعد از نام ‌گذاری من و انتخاب نام مهران مردد شده بود که شاید بهتر بود نام سید مهدی را برایم برمی‌گزید.


از دیروز ظهر سی‌ساله شده‌ام و چه حس غریبی است ورود به این دهه چهارم زندگی! هزار کار ناکرده دارم و هزار افسوس برای آن‌چه که بر زمین مانده است و هزار سوگ بر آن‌چه که گاه انجام داده‌ام.

اگر چرخ روزگار اندکی هم به عقب می‌چرخید، شاید فرصت برای جبران بسیاری از اشتباهات وجود داشت اما افسوس که در گذر بیرحم زمانه باید به بازی برد-باخت تن بدهی و یا همه چیز را بدست آوری و یا از دست رفته ببینی.
صادقانه می‌گویم دو سال و نیمی است که نگاهم به زندگی عوض شده، قدر فرصت‌هایش را، تمام لحظاتش را می‌دانم و به این باور رسیده‌ام که چه بسیار افراد و چیزها که شاید حتی ارزش لحظه‌ای اندیشیدن و وقت تلف کردن نداشته‌اند. حالا دیگر حس می کنم وقتی برای تلف کردن ندارم. شاید هم روزی آن‌قدر جسور شوم که بگویم برای مردن هم وقت ندارم!

این تغییر نگاه را اما مدیون حضور پررنگ کسی هستم که امروز به عنوان همسر در کنار دارم و جالب اینجاست که من و سارا، زاده یک روز هستیم؛ روزی در میانه فروردین ماه.
دهه چهارم را اما با امید به تحولی درونی و بیرونی آغاز می‌کنم و با این اطمینان که بازهم مهر الهی و شفقت او باران فرصت‌ها را بر سرم خواهد باراند. این بار اما چشمانم را بر این باران نخواهم بست،فرصتی برای چشم بستن نیست!
 
به وبلاگ خاموش مهران سر بزنید
 
یادداشت همسر مهران
 
یاد داشت دکتر مهاجرانی در سوگ مهران
 
اکبر منتجبی در سوگ مهران  می نویسد
 
یادداشت کریم جعفری در سوگ مهران قاسمی
 
مطلب شاهد حلاج نیشابوری برای مهران
 
یادداشت بهنام قلی‌پور در مرگ مهران
 
یادداشت محمد آقازاده در سوگ مهران
 
علی رهام وزیری از مهران می گوید
 
یادداشت حسین نوروزی در سوگ مهران
 
لینک های بالاترین در سوگ مهران
 
 
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 19:24 توسط هوشمند |